جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
میل لنگ
مهندس از یک دستگاه چرخشی برای تنظیم دستی ارتفاع مکانیزم بلند کردن استفاده کرد.
عجیب و غریب, غیر متعارف
او یک عجیب و غریب جذاب با سرگرمیهای غیرمعمول است.
متامفتامین, کرنک
او مقداری کرانک از یک فروشنده در مرکز شهر خرید.
عصبی مزاج, بدخلق
به او توجه نکن؛ او همیشه یک عصبی بوده است.
چرخاندن, گرداندن
او دستگیرهای را چرخاند تا بادبان را بالا ببرد.
خم کردن, پیچاندن
میله فلزی خم شد تا با ماشین مطابقت داشته باشد.
سفت کردن با دسته, محکم کردن با دسته
درب در طول طوفان با دسته بسته شد.
روشن کردن, با دسته روشن کردن
او دستگیره را چرخاند موتورسیکلت را برای روشن کردن موتور.
پیچ و تاب خوردن, مارپیچ رفتن
رودخانه از میان دره پیچ و تاب میخورد.
ناپایدار, متمایل به کج شدن
قایق کوچک ناپایدار است و در بادهای قوی نیاز به مدیریت دقیق دارد.
درخت واژگانی



























