جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to cozen
01
گول زدن, اغوا کردن، فریب دادن ,اغفال کردن
to use deceitful means to trick someone
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
cozen
سومشخص مفرد
cozens
وجه وصفی حال
cozening
گذشته ساده
cozened
اسم مفعول
cozened
مثالها
He cozened his friend into believing the false promises, ultimately leading to disappointment.
او دوستش را فریب داد تا به وعدههای دروغین باور کند، که در نهایت منجر به ناامیدی شد.
02
فریب دادن, کلاهبرداری کردن
to acquire something through trickery
مثالها
He cozened money from his colleagues with a fake investment scheme.
او با یک طرح سرمایهگذاری جعلی از همکارانش پول کلاهبرداری کرد.



























