جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
covered
01
پوشیده, محافظت شده
protected or shielded by something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most covered
شکل تفضیلی
more covered
درجهپذیر
حوزه
clothing, protection, appearance
مثالها
She wore a covered dress for the party.
او برای مهمانی یک لباس پوشیده پوشید.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
discovered
uncovered
covered
cover



























