جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Coupon
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
coupons
مثالها
He forgot to bring the coupon to the supermarket.
او فراموش کرد که کوپن را به سوپرمارکت بیاورد.
02
نمونه, کوپن
a test sample of some substance



























