جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Coupon
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
coupons
مثالها
She used a coupon to get 20 % off her purchase.
او از یک کوپن استفاده کرد تا 20٪ از خرید خود تخفیف بگیرد.
02
نمونه, کوپن
a test sample of some substance



























