جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Corps
01
قشون (ارتش), بخشی از نیروی زمینی که از دو لشگر کمکی و لجستیکی تشکیل میشود
a subdivision of army consisting of two or more divisions
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
corps
مثالها
The corps' commander briefed the divisions on the new strategy before launching the operation.
فرمانده سپاه قبل از آغاز عملیات، لشکرها را در جریان استراتژی جدید قرار داد.
02
فوج, دسته، گروه
a group of people who partake in a certain activity
مثالها
A corps of researchers collaborated on the groundbreaking study to develop a new vaccine.
یک گروه از محققان در مطالعه پیشگامانه برای توسعه یک واکسن جدید همکاری کردند.



























