جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Core group
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
core groups
مثالها
As the project grew, the core group of founders remained involved in all major decisions.
همانطور که پروژه رشد میکرد، گروه اصلی بنیانگذاران در تمام تصمیمات مهم مشارکت داشتند.



























