جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Corecore
01
یک ترکیب آشفته و اغراقآمیز از زیباییشناسیها یا حالوهواها, یک مجموعه بینظم و افراطی از سبکها یا احساسات
a chaotic, over-the-top mashup of aesthetics or vibes
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
corecores
مثالها
The video essay has a corecore energy that's hard to describe.
مقاله ویدیویی دارای انرژی corecore است که توصیف آن دشوار است.



























