جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cooling
01
خنک کردن, سرد کردن
the process of lowering the temperature of something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The cooling breeze by the ocean felt refreshing after the long hike.
نسیم خنک کنار اقیانوس پس از پیادهروی طولانی بسیار نشاطآور بود.
02
خنککننده, سیستم خنککننده
a mechanism for keeping something cool
درخت واژگانی
cooling
cool



























