جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
conterminous
01
هم مرز, هم اندازه از نظر وسعت
being of equal extent or scope or duration
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
02
هم مرز, مجاور
connecting without a break; within a common boundary
مثالها
The districts are conterminous and often collaborate on local projects.
مناطق هممرز هستند و اغلب در پروژههای محلی همکاری میکنند.



























