جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
consequent
01
متعاقب
occurring as a result of something particular
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
causality, logic, events
مثالها
The heavy rainfall and consequent flooding caused severe damage to the town.
بارش شدید باران و سیل ناشی از آن خسارات شدیدی به شهر وارد کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
consequential
consequently
inconsequent
consequent
consequ



























