جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Consanguinity
01
نسبت خونی
the state of being biologically related to someone
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The royal family's strict rules on marriage were based on maintaining consanguinity to preserve their bloodline.
قوانین سختگیرانه خانواده سلطنتی در مورد ازدواج بر پایه حفظ خویشاوندی خونی برای حفظ نسل آنها بود.



























