جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Conqueror
01
فاتح
someone who forcibly takes control of a city or country and its citizens
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
conquerors
مثالها
The conqueror led his armies through numerous battles, claiming territories far and wide.
فاتح ارتش خود را از طریق نبردهای متعدد رهبری کرد، ادعای سرزمینهای دور و گسترده را داشت.
درخت واژگانی
conqueror
conquer



























