جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Congruence
01
همخوانی, هماهنگی
the state of being in agreement or harmony
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
congruences
مثالها
There was a clear congruence between her words and actions.
بین حرفها و اعمال او همخوانی واضحی وجود داشت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
congruence
congru



























