جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Concordat
01
توافقنامه, قرارداد، پیمان
a formal agreement, particularly one between a certain country and the Roman Catholic Church
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
concordats
مثالها
The concordat established the terms for appointing bishops in the region.
قرارداد شرایط انتصاب اسقفها در منطقه را تعیین کرد.



























