جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
concave
01
مقعر, کاو
having a surface that is curved inward
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most concave
شکل تفضیلی
more concave
درجهپذیر
حوزه
geometry, optics, surfaces
مثالها
The concave mirror focused the light into a single point, making it perfect for starting a fire.
آینه مقعر نور را در یک نقطه متمرکز کرد، که آن را برای روشن کردن آتش ایدهآل میسازد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
biconcave
concavely
concaveness
concave



























