جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Commando
01
کماندو, سرباز عملیات ویژه
a soldier trained to carry out surprise attacks and special missions
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
commandos
مثالها
The commando led a night raid behind enemy lines.
کماندو یک یورش شبانه در پشت خطوط دشمن رهبری کرد.
02
کماندو, واحد کماندو
an amphibious military unit trained for raids into enemy territory



























