جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Spy balloon
01
بالون جاسوسی, بالون شناسایی
a high-altitude balloon used to gather secret information
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
spy balloons
مثالها
The government confirmed that a spy balloon had crossed the border.
دولت تأیید کرد که یک بالون جاسوسی از مرز عبور کرده است.



























