psyched
psyched
sa‌ɪkd
saikd
spikeddislikedliked

تعریف و معنی "psyched"در زبان انگلیسی

psyched
01

هیجان‌زده, مشتاق

very excited or eager, especially about a future event 
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most psyched
شکل تفضیلی
more psyched
درجه‌پذیر
مثال‌ها
He's psyched for the concert tonight. 

او خیلی هیجان‌زده برای کنسرت امشب است.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه