جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Collateral damage
01
خسارت جانبی, پیامدهای منفی ناخواسته
unintended negative consequence or harm resulting from an action
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
collateral damages
مثالها
When the company cut budgets, low morale was the collateral damage.
وقتی شرکت بودجهها را کاهش داد، روحیه پایین خسارت جانبی بود.



























