جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
collapsible
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most collapsible
شکل تفضیلی
more collapsible
درجهپذیر
حوزه
objects, functionality, design
مثالها
She bought a collapsible shopping cart to make grocery trips more manageable.
او یک چرخ دستی خرید تاشو خرید تا سفرهای خرید مواد غذایی را قابل مدیریت تر کند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
noncollapsible
collapsible
collapse



























