جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Assbite
01
مزاحمت, مشکل
a thing, situation, or event that is irritating, frustrating, or causes unnecessary trouble
نکوهشی
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
assbites
مثالها
This software update is a complete assbite.
این بهروزرسانی نرمافزار یک مزاحمت کامل است.
02
احمق, آزاردهنده
an annoying, irritating, or stupid person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
Don't be an assbite about it and just listen.
در مورد آن احمق نباش و فقط گوش کن.



























