جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
effing
01
لعنتي, نفرين
used as a softened substitute for "fucking" to add emphasis or express irritation
بهگویی شده
غیررسمی
رکیک
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
حوزه
emphasis, emotion, language
مثالها
Turn off that effing alarm.
آن لعنتی زنگ را خاموش کن.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
effing
eff



























