جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dizzy bint
01
زن سبک مغز, سر خالی
a woman regarded as silly, scatterbrained, or irritating
Dialect
British
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dizzy bints
مثالها
That dizzy bint spilled coffee on everyone again.
آن زن احمق و پریشان دوباره قهوه را روی همه ریخت.



























