جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Titbag
01
احمق, نادان
a person regarded as contemptible or irritating
Offensive
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
titbags
مثالها
That titbag spilled beer all over the couch.
آن احمق آبجو را روی تمام مبل ریخت.
درخت واژگانی
titbag
tit
bag



























