جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Serf
01
رعیت, برده
a person treated or spoken of as low-status, submissive, or lacking personal independence
قدیمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
serfs
مثالها
He talks to his staff like they're serfs.
او با کارکنانش طوری صحبت میکند که گویی رعیت هستند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
serfdom
serfhood
serflike
serf



























