جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Jerkwad
01
حرومزاده, نفرتانگیز
a contemptible, obnoxious, or unpleasant person
Dialect
American
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
jerkwads
مثالها
The jerkwad took up two seats on the crowded bus.
احمق دو صندلی را در اتوبوس شلوغ اشغال کرد.



























