جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hilding
01
ترسو, بیارزش
a cowardly, worthless, or contemptible person
قدیمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
hildings
مثالها
The old poem described the traitor as a base hilding unworthy of honor.
شعر قدیمی خائن را به عنوان یک ترسو ناشایسته شرافت توصیف کرد.



























