جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Grimalkin
01
زن پیر بداخلاق, زن پیر بدجنس
an unpleasant, bad-tempered, or shrewish old woman
قدیمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
grimalkins
مفرد مؤنث
grimalkin
neutral form
curmudgeon
مثالها
The fairy tale featured a wicked grimalkin living alone in the cottage.
داستان پری شامل یک گریمالکین شرور بود که به تنهایی در کلبه زندگی میکرد.
LanGeek



























