جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Flameout
01
شکست پر سر و صدا, سقوط
a person who fails dramatically or collapses after initial success
Informal
Offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
flameouts
مثالها
Critics called the overhyped singer a flameout when her second album flopped.
منتقدان خواننده بیشازحد تبلیغشده را شکست نامیدند وقتی آلبوم دومش شکست خورد.
درخت واژگانی
flameout
flame
out



























