جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cold comfort
01
تشویق یا دلگرمی ناچیز, دلخوشکُنک، تسکین جزئی
sympathy, help, or encouragement that is barely enough to improve a person's situation or make them feel any better
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The apology was cold comfort after he had already lost his job.
پس از مردود شدن در امتحان، اطمینان خاطر معلم که "حداقل تمام تلاشت را کردی" برای دانشآموز ناامید تسلی سردی بود.



























