جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cold comfort
01
تشویق یا دلگرمی ناچیز, دلخوشکُنک، تسکین جزئی
sympathy, help, or encouragement that is barely enough to improve a person's situation or make them feel any better
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Being told that others had it worse was cold comfort to her.
عذرخواهی شرکت هواپیمایی برای تأخیر پرواز، تسلی سردی بود برای مسافران خستهای که پروازهای ارتباطی خود را از دست داده بودند.



























