جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dipass
01
بیارزش, پست
a contemptible or worthless person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dipasses
مثالها
That dipass took credit for the group project.
آن بیارزش اعتبار پروژه گروهی را به خود نسبت داد.
درخت واژگانی
dipass
dip
ass



























