bumbo
bum
ˈbʌm
bam
bo
bəʊ
bew
bimbo

تعریف و معنی "bumbo"در زبان انگلیسی

Bumbo
01

احمق, نادان

a foolish or silly person 
bumbo definition and meaning
غیررسمی
توهین‌آمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
bumbos
مثال‌ها
The bumbo forgot to bring his ticket to the concert he planned for months. 

بومبو فراموش کرد بلیط خود را به کنسرتی که ماه‌ها برای آن برنامه‌ریزی کرده بود بیاورد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه