جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dicked
01
در دردسر, فریب خورده
in trouble or unfairly treated
Dialect
American
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most dicked
شکل تفضیلی
more dicked
درجهپذیر
مثالها
We got dicked by the referee's bad call in overtime.
ما با تصمیم بد داور در وقت اضافه گیر افتادیم.



























