جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mooncalf
01
احمق, رویاپرداز حواسپرتی
a foolish, absent-minded, or daydreaming person who seems mentally slow or defective
Dialect
British
Offensive
Old use
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mooncalves
مثالها
He 's a proper mooncalf, always staring out the window instead of listening.
او یک خیالباف واقعی است، همیشه به جای گوش دادن از پنجره بیرون را نگاه میکند.
درخت واژگانی
mooncalf
moon
calf



























