جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fuckface
01
صورت کثیف, چهره زشت
an ugly or unattractive person
Dialect
American
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fuckfaces
مثالها
The comedian roasted the heckler by calling him a "pimply little fuckface."
کمدین با صدا زدن مزاحم به عنوان "صورت کثیف پر از جوش" او را مسخره کرد.
02
احمق, نادان
a stupid or idiotic person
Dialect
American
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
Some fuckface double-parked and blocked the whole street.
یک احمق دوبل پارک کرد و تمام خیابان را مسدود کرد.



























