جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sicko
01
بیمار روانی, منحرف
a perverted, disturbed, or mentally unbalanced person
Offensive
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sickos
مثالها
Only a sicko would find that kind of violent movie entertaining.
فقط یک آدم روانی آن نوع فیلم خشن را سرگرمکننده مییابد.



























