yabby
ya
ˈjæ
یَ
bby
bi
بی
/jˈabi/

تعریف و معنی "yabby"در زبان انگلیسی

to yabby
01

توهین کردن, بی احترامی کردن

(Nigerian) to insult or disrespect someone
Slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
yabby
سوم‌شخص مفرد
yabbies
وجه وصفی حال
yabbying
گذشته ساده
yabbied
اسم مفعول
yabbied
مثال‌ها
Do n't yab him like that; he's your friend.
او را اینطور yabby نکن؛ او دوست تو است.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه