جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hames
01
بی نظمی, آشفتگی
(Irish) a mess or a chaotic situation
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
hames
مثالها
You've made a right hames of it, you eejit!
تو از این کار یک آشفتگی واقعی درست کردی، ای ابله!



























