جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to flute around
01
وقت تلف کردن, تنبلی کردن
to waste time; idle or dawdle
Slang
مثالها
He spent the afternoon fluting around the house.
او بعدازظهر را در خانه وقت تلف کردن گذراند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
وقت تلف کردن, تنبلی کردن