جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to flute around
01
وقت تلف کردن, تنبلی کردن
to waste time; idle or dawdle
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
around
فعل پایه
flute
زمان حال
flute around
سومشخص مفرد
flutes around
وجه وصفی حال
fluting around
گذشته ساده
fluted around
اسم مفعول
fluted around
مثالها
He spent the afternoon fluting around the house.
او بعدازظهر را در خانه وقت تلف کردن گذراند.



























