جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to banjax
01
نابود کردن, ویران کردن
(Irish) to ruin, destroy, or severely damage something
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
banjax
سومشخص مفرد
banjaxes
وجه وصفی حال
banjaxing
گذشته ساده
banjaxed
اسم مفعول
banjaxed
مثالها
Do n't banjax your chances by showing up late.
با دیر رسیدن، فرصتهای خود را banjax نکنید.



























