to spraff
Pronunciation
/spɹˈæf/

تعریف و معنی "spraff"در زبان انگلیسی

to spraff
01

بی‌وقفه حرف زدن, بی‌معنی حرف زدن

(Scottish) to speak excessively or pointlessly
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
spraff
سوم‌شخص مفرد
spraffs
وجه وصفی حال
spraffing
گذشته ساده
spraffed
اسم مفعول
spraffed
مثال‌ها
Stop spraffing and get to the point!
وراجی را متوقف کن و به اصل مطلب بپرداز.
02

صحبت کردن, گفتگو کردن

(Scottish) to speak or talk
slang
مثال‌ها
We spraffed over lunch about nothing in particular.
ما در ناهار اسپرف کردیم بدون اینکه درباره چیزی خاص صحبت کنیم.
Spraff
01

وراجی, پرحرفی

(Scottish) a long or often pointless talk
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
spraffs
مثال‌ها
He gave me the usual spraff before leaving.
او قبل از ترک کردن، spraff معمول را به من داد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه