جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
yampy
01
دیوانه, مجنون
silly, daft, or a bit crazy
Dialect
British
Slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
yampiest
شکل تفضیلی
yampier
درجهپذیر
مثالها
He's acting proper yampy today.
او امروز واقعاً yampy رفتار میکند.
Yampy
01
دیوانه, مجنون
a person regarded as crazy, foolish, or unpredictable
Offensive
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
yampies
مثالها
Everyone stepped aside as the yampy tripped over nothing.
همه کنار رفتند در حالی که یامپی بیدلیل زمین خورد.



























