جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rabbit trail
01
مسیر خرگوش, مناطق روستایی دورافتاده
(Southern US) a rural or remote area, often difficult to navigate for outsiders
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
rabbit trails
مثالها
That rabbit trail was full of twists and muddy patches.
آن مسیر خرگوش پر از پیچوخم و قسمتهای گلی بود.



























