جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to schvitz
01
عرق کردن, تعریق کردن
(New York) to sweat
Slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
schvitz
سومشخص مفرد
schvitzes
وجه وصفی حال
schvitzing
گذشته ساده
schvitzed
اسم مفعول
schvitzed
مثالها
She started schvitzing after running up the stairs.
او بعد از دویدن از پلهها شروع به schvitz کرد.



























