جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Retail safari
01
سفری خرید, شکار معاملات
a shopping trip focused on hunting for deals, bargains, or rare items
Humorous
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
retail safaris
مثالها
We went on a retail safari to find the perfect vintage jackets.
ما برای یافتن کتهای وینتیج عالی به یک سافاری خردهفروشی رفتیم.



























