جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Boop
01
لمس ملایم, ضربه نرم
a gentle touch to a pet's nose, usually with a finger
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
boops
مثالها
The puppy flinched when I tried a boop.
توله سگ هنگامی که من سعی کردم یک boop انجام دهم، جا خورد.



























