جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Thin blue line
01
خط آبی نازک, رنگین کمان نازک آبی
the police, seen as the barrier between order and chaos
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
غیرقابل شمارش
مثالها
The thin blue line responded quickly to the emergency.
خط باریک آبی به سرعت به وضعیت اضطراری پاسخ داد.



























