جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to phub
01
فَب کردن, نادیده گرفتن با استفاده از تلفن
to snub or ignore someone by focusing on your phone instead of them
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
phub
سومشخص مفرد
phubs
وجه وصفی حال
phubbing
گذشته ساده
phubbed
اسم مفعول
phubbed
مثالها
She kept phubbing her friends during the movie.
او در طول فیلم به فَب کردن دوستانش ادامه داد.



























