جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gamethrowing
01
تخریب بازی, باخت عمدی
the act of deliberately losing a game, or playing so poorly that it causes the team to lose
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He got reported for gamethrowing.
او به خاطر گیمثروینگ گزارش شد.



























